تبليغاتX
..:: رسم روزگار ::.. - امام حسين نياز به آب داشت يا لييك ؟
:: رسم نوشته های من پیرامون روزگار خویش ::

حسين بيش از آب تشنه لبيك بودلبيك يا حسين

اما افسوس كه بجاي افكارش زخم هاي

تنش را نشانمان دادند. بزرگترين درد

بي آبي معرفي كردند

 دكتر علي شريعتي

 

در مبحث قبلي پرداخته شد به اينكه حسين هم در زمانه ما هم  تنهاست .. زيرا خيلي از ما بجاي فهم قيام عاشورا خودمان را غرق در ظواهر قيام عاشورا كرديم. من اصلا نمي خواهم درباره نگاه شريعتي به عاشورا و امام حسين بحث كنم بحث من اصلا در اين است كه آيا حسين اولا براي چه خود را به كشتن داد ؟ و آيا ما بايد در سطح حركت كنيم و خودمان را مشغول همين نگاه احساسي كنيم و   براي تشنه كشته شدن حسين گريه كنيم ؟ يا براي مظلوميت حسين و عدم ياري كردن حسين ؟ سوال اصلي من اين است حسين نياز به آب داشت يا لييك ؟

1_قيام امام حسين قيامي بود كه مبتني بر يك شناخت آگاهانه و عالمانه حال كه بحث به اينجا رسيده بايد يك مبحثي را باز كنم و آن بحث عقل و عشق و احساس من اعتقاد دارم در برخورد با قيام عاشورا عقل مقدم بر احساس است زيرا عقل مي تواند آگاهي دهنده دل و احساس ما در درك قيام امام حسين باشد .. و احساس بدون عقل كه نمونه بارز آن دسته ايي از هيئات و بعضي از مداح ها در دام آن افتاده اند ... فقط اينكه اشك مي ريزند و بر سينه مي زنند (لازم بذكر است كه من مخالف اشك ريختن مصائب حسين نيستم بلكه اعتقاد دارم اشك بدون دانايي همون تخيله روحي رواني بيش نيست)  بدون درك اينكه چرا حسين بايد اين همه هم خودش را زجر بدهد و هم نزديكان خود را در روز عاشورا نقل شده است وقتي زينب از قتلگاه حسين به خيمه گاه برگشت بر اساس سند و روايات زينب پير شد؛و گيسوانش سپيد . آيا حسين كه معصوم هست آيا راضي است كه خواهر فرزند و نزديكان ياران خود را بدين صورت زجر دهد و آخرش هم بگويد همه شما جايتان در بهشت است ؟ آيا دل حسين طاقت ميآورد كه زنان و بچه ها را در شامگاه روز عاشورا و روزهاي بعدش به اين خفت و خاري ببيند ؟ به نظر من اگر با عينك احساس محور نگاه شود به هيچ نتيجه ايي نخواهيم رسيد و اگر فرد مغرضي ما را با اين شك ها يقه كند جوابي دندان شكن نخواهيم داشت ... زيرا حسين فقط براي احساس من و شما و تخليه روحي و رواني انسانها دراين 1400 سال قيام نكرد .. حسين قيام نكرد كه امسال من برويم فلان هيئت آخرش شكمي از عزا در بياوريم .. عزاي حسين در زمانه ما شده است شكم چراني .. چشم چراني و براي بعضي ها! هيز بازي ! و بعضي وقتها يافتن دلبرك! آيا حسين براي اينها قيام كرد ... تمام اين اتفاقات كه من گفتم برآْمده از تفكرات احساس محور ما به حسين است ...

2_ اما حسين شعار اوليه اش براي قيام مفهومي عقل محور با چاشني احساس بود : من قيام ميكنم براي اصلاح دين جدَم .. بگذاريد اول من آن شك هايي كه پاراگراف بالا در دل شما انداختم پاسخ دهم چرا حسين با خانواده ونزديكان خود به دشت كربلا رفت با اين آگاهي كه جدش به او نويد اين واقعه را داه بود ... در هر پيامي نشانه عمل و فعل ماست و اين پيام بوسيله يك رسانه ايي به مخاطب عرضه مي شود  .. مثلا الان براي اينكه ما دين اسلام را ترويج دهيم از طريق منابر ، تلويزيون ؛ ماهواره و اينترنت استفاده ميكنيم و يا در زمانهاي دور از پيك يا همان نامه رسان استفاده ميشد .. اما حسين هيچ كدام از وسايل جمعي امروزه را نداشت و از آن طرف فساد در دربار يزيد و معاويه آن چنان گسترش پيدا كرده بود و اين خاندان خود را نائب بر حق پيامبر و اسلام مي دانستند .. و با اسلام به نحوي منافقانه رفتار مي كردند .. طوري كه ديگر جاي حق و باطل عوض شده بود .. طوري كه علي را بي دين بي نماز مي خواندند و حسن و حسين را خارجي . در اين زمان حسين  كه فساد در حد اعلي خود رسيده بود نه مي توانست سكوت علوي پيشه كند و يا صلح حسني تنه ارا نجات اسلام قيام و عدم بيعت و صلح با يزيد بود .. حسين براي ماندگاري خويش سر بر بالاي نيزه نداد بلكه مي دانست اگر قيام نكند اسلام از بين مي رود  .. قيام حسين و كشته و اسيري خانواده و نزيديكانش به همراه نطق هاي آتشين زينب (به قول شاعر:سرّنينوا در نينوا مي ماند اگر زينب نبود / كربلا در كربلا مي ماند اگر زينب نبود ) باعث شد كه تلنگري بر مردم خفته مسلمان بخورد كه اگر يزيد بر حق است .. چرا حسين پسر رسول الله را كشته است .. و چرا با پسر رسول خدا جنگيده است ... وعاشورا مهر باطل باشد  بر خاندان سفياني كه كشتن پسر سول الله خود عين باطل است ... پيام حسين همام پيام قيام عاشوراست و ورسانه حسين براي رسيدن اين ظهر عاشورا و زينب است .

3_حسين هميشه و همه جا منتظر لبيك ياران بود ... نمي توان اين امر كتمان كرد ... براي حسين حتي در ظهر عاشورا لبيك يكي از دشمنان اميد بخش بود زيرا حسين دلش براي همه انسانها مي تپيد و هيچگاه دوست نداشت كه انساني در صف باطل باشد ... نمونه ديگر ياري خواستن حسين را در دعوت از زهير تاجر عثماني مسلكي كه هيچ دلخوش از حسين نداشت و هربار كه مي شنويد مسير كاروان حسين نزديك اوست ... مسير كاروان خود را تغيير مي داد .. و شنيديم كه همين زهير كه خود غلام كنيز بسيار داشت .. خودش غلام پا به ركاب حسين و تمام غلامان خود را آزاد كرد كه همانطوري كه حسين زهير را آزاد نمود و به "حسين گفت : اگردنيا جاودانه باشد، از قيامت هم خبري نباشد؛ اي حسين دست از تو بر نمي دارم "...

حسين در همه جا و همه زمان ها خودش را پسر رسول خدا مي خواند و از تمام انسانها خواهان لبيك براي جنگيدن و مردن در صف حق مي طلبيد.. حسين هيچگاه لبيك براي خويش نمي خواست بلكه براي آزادگي انسانها . و همان رهانيدن ما آدم ها از غل زنجير باطل .. حال كلاه خويش را قاضي نمائيد آّيا نداي هل من ناصرٍ ينصرني حسين را دل عقل محور دانا مي شنود يا آن دلي كه فقط دل بي عقلش با حسين است  .. من ميگم لبيك را دل عقل محور به حسين پاسخ ميدهد زيرا آنكس كه با عقل و دل خويش به حسين ايمان آورده باشد .. حساب سود و زيان آن را هم ميكند .. و با ايمان كامل لبيك ميگويد و ولي انسانهاي هاي احساسي كه دنبال نفتي مي گردند كه بر آتش عشقشان بپاشند تا شعله عشقشان برافروخته شود  .. ممكن است يك طوفان سخت زندگي آتش عشقشان را خاموش كند ...همچون مرداني كه در شب عاشورا حسين را تنها گذاشتند و رفتند يا همان پيمان شكنان اهل كوفه ..

 

در هر صورت قيام عاشورا قيامي بود عقل محور

 عقلي كه رها از زنجير باطل باشد ..

 آزادگي هيچگاه بدون بصيرت در نظر و شجاعت در عمل پديدار نمي شود

 آزادگي ميوه دل عاقل است .. 

 

 

 

------ حاشيه بر متن ---------------------------------------------------

الف ) كتاب پيشنهادي من براي اين ايام كه خيلي تاثير گذار و به نظر من از روزضه هاي بي سند معتبر تر است .. مطالعه كتابهاي زير است :

1.  حماسه حسيني ، استاد مرتضي مطهري

2. حسين وارث آدم ، مرحوم دكتر علي شريعتي

3. آفتاب در حجاب ، سيد مهدي شجاعي (اين كتاب حتما بخونيد نثر فوق العاده زيبا و روان تاثير گذار دارد ) اين كتاب كتابي است كه واقعه كربلا را از زبان زينب بيان مي كند .. خواندن اين كتاب را از دست ندهيد 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت   توسط مهدی-علاقبند  |