
بچه بوديم كه وقتي محرم ميشد محرم براي من يك حال و هواي ديگه داشت امام حسين براي هيئت و بازي با هم سن وسال ها دم در هيئت و شربت خوردن و كمك كردن در نذري دادن و نصب و جمع كردن سياهي هاي امام حسين و چقدر ِكيف هم مي كريدم اصلا براي من در اون دوران زندگي قيام امام حسين در اينها كارها خلاصه مي شد ... وقتي كه بزرگ شديم بلد شديم كتاب بخونيم ديديم تو كتابخانه پدر مادرم كتابهاي شريعتي مطهري داره خاك مي خوره و آنها چند سالي است كه با اينها بيگانه شده اند وقتي از حماسه حسيني و تشيع علوي و حسين وارث آدم مي خوندم ديگه دل و دماغي براي رفتن هيئت نبود از مطهري مي آموختيم كه خيلي از روضه هايي كه براي مردم دراين محافل نقل مي شود پر از خرافات و انحراف است .. به قول مرحوم مطهري روضه هاي زهره ماري و از مطهري شناخت قيام عاشورا درك كردم و از شريعتي روش حسين كه اگر حسيني نيستيم بايد زينبي باشيم وگرنه همه مارا به چشم يزيد نگاه مي كنند ... چند سالي كه گذشت بلوغ فكري ما همزمان با اوايل دهه اوايل 70 كه همزمان بود با اوج فعاليتهاي دكتر عبدالكريم سروش. موج دكتر سروش وجودم را گرفت ، شدم پايه ثابت مطالب و گفته هاي دكتر ؛ هيچ وقت سخنراني هاي عالمانه ايشان را بخصوص در شبهاي شام غريبان حوالي خيابون جمهوري را فراموش نمي كنم .. سروش كه خويش را ميراث خوار شور شريعتي و شعور مطهري مي دانست ما را دعوت به درك عالمانه دين و حركت اجتماعي انبياء و امامان مي نمود و هيچگاه اين سخن ماندگار سروش كه در يكي از آن مراسم هاي شام غريبان بيان كرد را فراموش نمي كنم " بياييم حادثه كربلا را چنان فهم كنيم كه غذايي به روحمان بدهد نه اينكه نفتي باشد برآتش احساساتمان "
حال ديگر چند سالي است نه ازآن سخنراني هايي امثال دكترسروش و ملكيان خبري نيست حتي در جناح مقابل فكري و انديشه ايي روشنفكران ديني كسي را نمي توان پيدا كرد كه به اندازه امثال مطهري ؛ محمد تقي جعفري ، دواني تاثير گذار حركت اجتماعي ديني باشند و در غياب اين متفكران گروهي ازمداحاني پيدا شدند كه بجاي اينكه خرد مارا بيدار كنند وخويشتن ما را با حركت حسيني آشنا ؛ فقط بر آتش احساساتمان نفت مي پاشند. و هيئت هاي ما شدن" حسين پارتي " و دسته جات عزاداري ما شدن كارناوالهاي عزاداري خالي از معرفت حسيني و تشيع علوي و كجاست مطهري كه بگويد: كه بجاي گريستن بر ظلم يزيديان بر حسين بايد بر مظلوميت حسين در زمانه خويش گريست
---- متن در حاشيه -------------------------------------------------------------------
1_من نميدونم اين دوستان مثلا ارزشي ما مي خوان همه چيز به همه چيز ربط بدهندمثلا همين دوست عزيزتر از جانم حاج الياس در مطلبي كه با درمورد محرم با عنوان چه سازم به خاري كه بر دل نشيند؟ نوشته در آخرش كنايه زده به دكتر سروش كه اين جمله " بياييم حادثه كربلا را چنان فهم كنيم كه غذايي به روحمان بدهد نه اينكه نفتي باشد برآتش احساساتمان " سروش مي خواهد دموكراسي و مدرنيته غربي را ترويج دهد ... من از شما خواننگان يك سوال دارم كجاي اين سخن دكتر سروش بوي غرب زدگي و انفعال و گوشه گيري مي دهد؟ استنباط من از اين سخن دكتر عبدالكريم سروش اين است كه ما بدانيم براي چي سر و گريبان چاك ميدهيم و يعني شور به همراه بدون شعور يعني همين فاجعه جامعه ما كه خيلي از مداحان دارن ترويج ميكنند ... يعني امام حسين را فقط در يك نوحه ريتم دار خلاصه كردن ... دكتر سروش اعتقاد دارد حركت حسين داراي يكسري تبعات اجتماعي بوده بايد براي مردم به غير از بيان ذكر مصيبت تبعات اجتماعي و تاثير روح حسيني را در جامعه حال حاضر بيان كرد .....
آقا الياس من اول خودم را و تو را حواله مي دهم به اين حرف حضرت علي (ع) : كه حق را با من نسنجيد ، من را با حق بسنجيد ..
حاج الياس .. خدايي بيني بي اللهي كجاي اين حرف دكترعبدالكريم سروش بوي غرب و انفعال ميده .. بابا انصافت كجاست اين سروش افتخارش اينه كه سالروز تولدش مصادف شده با عاشورا و مرگ مولانا (25/آذر 1324)
الان ياد اين دعاي مرحوم دكتر علي شريعتي افتادم :
خدايا به ديندارانمان بصيرت و آگاهي عطا بفرما
2_دست او بر خاك و خون پايمال شد
دست ما در جيب بيت مال شد
قلب او در فكر طفلان زار شد
قلب ما در حسرت دينار شد
دين او صد باغ ايمان مي دهد
دين ما بوي غم نان مي دهد
يا حسين
التماس دعا