دکتر احسان نراقی: گفتگو با دو استاد اقتصاد مبرز در دانشگاههاي فرانسه، دكتر فريدون خاوند و دكتر جمشيد اسدي در باره بحران بزرگ اقتصاد در مغرب زمين، واقعهاي كه در سيستم سرمايهداري سابقه نداشته که دولتها با اقتدار كامل به داد بانكها برسند و با حمايت و تأئيد كامل جامعه مانع ورشكستگي آنها گردند، بهانه نگارش اين مقاله است.
روز يكشنبه دوازدهم اكتبر سران پانزده كشور منطقه اورو (يعني اروپا) با حضور نخستوزير انگلستان ـ هر چند كه او عضو اين گروه نيست ولي به علت وخامت وضع با اروپائيان همكاري ميكند ـ تصميمات مهمي براي نجات بانكها از سقوط و ورشكستگي گرفتند. دولت آمريكا هم که از پيشتازان ليبراليزم است، همين سياست را دنبال كرد.
همیشه حکومت ها برای ماندگاری خود در مرحله ثبات از نمادها و ریشه های تاریخی که شامل آئین ، سنت، منشهای گذشتگان تاریخ سرزمین خویش برای حکومترانی استفاده می کنند. زیرا مردان حکومت خود را در هاله تقدس گذشتگان خود پنهان می کنند. تا بتوانند راحتتر به حکمرانی بپردازند. حال این شرحیات گفته شده از نگاه جامعه شناسی سیاسی خصوصیات حکومتهای سنتی می باشد.
اما در دوران امروز حتی کشورهای پیشرفته و صنعتی هم برای ماندگاری خود به سنت و آئین گذشتگان و ادیان و مذاهب الهی می شوند. به طور مثال جرج دبلیو بوش در اکثر سخنرانی خود را اجرا کننده فرامین انجیل و حضرت عیسی می داند.

این استفاده از نمادها و آئین ها برای مشروعیت بخشی درحکمرانی استفاده ابزاری می شود، که دارای عقبه خونی نژادی و تاریخی دارد کارکردی ندارد زیرا بطور مثال درسلطنتهای ایرانی قبل از قاجار تمام حکمرانان وابسته به یک منطقه و یا نژاد خاصی بودند و خیلی راحت می توانستند با بسیج کردند و قوم قبیله خود با محبوبیت درمیان اقلیتی قومی و بدون نیاز به اکثریت ضعیف حکمرانی کننند اما درست بعد از سقوط قاجارها و شروع حکومت رضاخان در ایران دیگر فردی به اریکه قدرت نشست که خود را نماینده دوران مدرن قلمداد کند. از آن طرف مشروعیتی در قبلیه و قوم خویش نداشت زیرا اصلا به طور مشخص به قومی یا قبیله ایی منتسب نبود. برای همین با مشورت نخبگانی همچون مرحوم ذکاالمک فروغی و تیمور تاش اصلیت حکومت و نژاد و خون و نسب خویش را به 2500 سال قبل برد و حکومت پهلوی را ادامه دهنده کوروش و هخامنشیان اعلام نمود و خویش را فرزند راستن اینان دانست.
ولی دل به پائیز نسپردهایم
از قدیم و ندیم میگن آدمهایی موفق هستند که ریشه قوی و هویتی با اصالت داشته باشند. ممکن است این تئوری در دنیای جدید چکش کاری و ابطال شده باشد زیرا در جهانی زندگی میکنیم که تمدنها و انسانهای بی اصالت و بی ریشه در کورس پیشرفت و توسعه و قهرمانی از تمدنها یا انسانهای با هویت و با اصالت پیشتاز هستند
اما درهر صورت در دنیایی که هنوز قاموس هویت واصالت زنده، همانند این درخت است که باد و عوامل دیگر کجاش کرده اند اما نتوانتستند از ریشه خارج اش کنند. و برای ماندن و بودن جنگیده است و مانده است. حتی به قیمت کج شدن اما مانده است.



برای مشاهده بزرگ تصاویر روی علامت مثبت کلیک نمائید. (+) (+) (+)
عکاس: خودم
محل عکس: تهران – خیابان طالقانی - ضلع غربی خیابان برادران مظفر– حدفاصل سینما فلسطین و مرکز هنری صبا
--- حاشيه بر متن------------------------------------------------------------
**: امروز آخر دانشگاه آزاد نتایج تکمیلی تحصیلات تکمیلی خودش رو اعلام کرد و خوشبختانه بنده حقیر تونستم شاخ غول کنکور ارشد را بشکنم (البته بگم ها قبول شدنش زیاد سخت نیست فقط یک همت عالی و یک یاعلی می خواد). جالبی اینجاست من در انتخابم پژوهشگری اجتماعی تهران شمال رو انتخاب کرده بودم . اما دانشگاه آزاد در تکمیل ظرفیت در واحد علوم تحقیقات قبولم کرده. البته این از خوشنشانسی بنده است. زیرا یک دوست میگفت خدا دوستت داشته چون در دانشگاهی بهتر از تهران شمال قبول شدی. زیرا از یک منبع موثقی شنیده ام واحد علوم تحقیقات در رتبه بندی دانشگاههای ایرانی بعد دانشگاه تهران، صنعتی شریف، صنعتی اصقهان در رتبه چهارم کشوی قرار دارد.

من دو سه رویای بسیار مهم در زندگیام داشته ام. البته درست نمی دانم درچه زمانی -دو یا سه سالگی- (این رویاها) رخ داد. یکی ازنخستین خاطرات من این بود که در حالیکه از ارتفاع بلندی سقوط میکردم، فرشتگان نجاتم دادند. آنها موجوداتی بودند به غایت زیبا، بزرگ و نورانی بودند. فرشتگان مرا در هوا گرفتند و به من گفتند هرگز نمیگذاریم بیفتی و به راستی که از آن پس هرگز خواب بد و کابوس وحشتناکی ندیدم.
قسمتی از مصاحبه رامین جهانبگلو با پرفسور سید حسین نصر فیلسوف جهان اسلام در کتاب " درجستجوی امر قدسی" نشر نی، صفحه 25
وقتی این مطلب رو تو کتابفروشی خوندم فقط فکر کردم بعضی از انسانها ممکنه خدا روی آنها برنامه داشته باشه و به قول قدیمیها نظر کرده باشند...... البته ممکن است. شاید این نظر من را قبول نداشته باشید و بگوئید فلانی خرافاتی هست. نظر شما قابل احترام است.
اما اگر یک کمی فکر کنید احتمالا نظر من را قبول کنید البته شاید، احتمالا.
بیش از نیم قرن است که مسلمان با اسرائیل در حال جنگ و مخاصمه هستند. حال آیا فکر کردیم چرا مسلمانان هیچگاه نتوانسته اند بر این دشمن کوچک اما قدرت مند خود غلبه کنند؟

در اول یادداشتام این مطلب را بیان کنم که ممکن است حرفهای من بر مذاق فرزندان روح الله و سید علی خامنه ایی خوش نیاید. اما وظیفه هر مسلمانی است که از خود بپرسد: که چرا مسلمین نتوانسته اند دراین مدت طولانی بر این قوم کوچک از هم گسیخته پیروز شود؟
باید پذیرفت که مردم اسرائیل و قوم یهود قومی کم جمعیت نسبت به ادیان اسلام و مسیحیت هستند. اما یهودیان قومی ثروتمند و پرنفوذ در منابع حیاتی جوامع صنعتی و غیر صنعتی از قبیل منابع تولید اقتصادی، رسانههای مکتوب و غیر مکتوب، صنعت، کشاورزی و مهمترین رکن انها تولید علم؛ و بزرگان علمی که به جامعه جهانی همچون اینشتین، پوپر، امیل دورکیم، کارل مارکس و...ارائه نموده اند. اما از آن طرف مسلمین چه کردند؟ خوردند و خوابیدند و شهوت رانی کردند و فقط حرف زندن و اما در هیچ کدام از منابع حیاتی جامعه جهانی، حرفی برای گفتن ندارند. حتی اگر «دوبی امارات متحده عربی» را سرآمد تمدن مدرن و تاثیر گذار جهان اسلام بدانیم. باید گفت این کشور مانند بادکنکی است که با یک نسیم جنگ و لشگر کشی می ترکد. از آن طرف این حرفهای زیبا و آرمانی همچون محو اسرائیل از روی زمین با اسرائیل چه کرد؟ آیا واقعا اسرائیل نابود شد؟