تبليغاتX
..:: رسم روزگار ::..
:: رسم نوشته های من پیرامون روزگار خویش ::
 


هر نفس آدمي گامي است ،

بسوي مرگش .

امسال هم با تمام خوبي و بدي هاش مثل باد گذشت ، يك سال گذشت يعني چه ؟ يعني يك سال از عمر ، يك سال از عمر همه ما گذشت . اين خوبي و بدي ها مي گذرد و در صندوقچه ذهن و جسم همه ما  مختوم به بايگاني مي شود . مهم اينكه چقدر از وقايع استفاده كرده باشيم ...، فقط همين .

براي من كه امسال يك سال سرنوشت ساز بود . امسال بزرگترين كابوس زندگي جواني ام يعني سربازي را با موفقيت نسبي و با شانس مضاعف گذراندم . سالي كه با استرس شروع كردم . استرس از اينكه در بعد از دوره آموزشي و كد تخصصي (دوره مخصوص ليسانس وظيفه هاي نزاجا ) كجا بايد بقيه خدمت سربازي ام  را بگذرانم اما به لطف خدا و فقط خدا و بدون هيچ پارتي و آشنايي (زيرا تنها جايي كه من پارتي نداشتم همين نزاجا بود) در يكي از با حال ترين پادگان هاي تهران و بهترين قسمت هاي آن پادگان و با مرام ترين بچه هاي آن پادگان هم خدمتي شدم . اما اين استرس كه شامل حال همه سربازان (هر كي سربازي رفته اين استرس و ترس از تقسيم بد مثل پادگانهاي پرندك ، خاش ، عجب شير را مي فهمد ) اما فقط به لطف خداوند متعال و دعاي نزديكانم بدترين كابوس زندگي ام به خوبي و خوشي تعبير شد و انشاالله اين 152 روز و اندي هم به شيريني و راحتي كه در 425 روزي كه گذراندم ؛ بگذرد .

 

از قديم و نديم گفتنن سالي كه نكوست از بهارش پيداست ! بايد گفت كه اين استرس الكي،ديواري كوتاه تر از من پيدا نكرد و باز هم گريبان من حقير سراپا تقصير را چسبيد كه فكر كردي زندگي شوخي ، اين استرس و ترس از آينده هميشه باهات خواهد بود ،استرس بعدي كنكور ارشد دولتي بود و آزاد هم در راه است . هرچه هست فارغ از نتيجه آن من به خودم اميدوارم كه من هميشه موفق هستم . اما فقط از آينده مي ترسم . حال حاضر ريشه  زندگي مان بروي آب بنا شده است و واي به حال آينده . و اين ترس من ترس معقول است ... اما به خويش اطمينان دارم . "من مي توانم "

 

از قديم و نديم گفتن آدم از هرچي مي ترس سرش مياد ! حالا من هم اصولا از اسباب كشي و تغيير و تحول مكاني بخاطر مشقات جابجايي اش بيزارم و مثل كابوس مي مونه اما امسال در بدترين موقعيت زماني يعني ماه رمضان مجبور به دو اسباب كشي شدم يكي اسباب كشي منزل و دوم جابجايي پادگان . اسباب كشي منزل مجبورا بطور شديد درگير بودم و دهنم به تمام معنا آسفالت شد . اما چون پادگان ما در يكي از مراكز شلوغ تهران (ميدان امام حسين خيابان اجاره دار) و شامل قانون خارج شدن پادگان ها از مراكز شلوغ شهر بود براي همين به پادگان عباس آباد روبروي مصلي منتقل شد . ما هم مجبور بويديم بدليلي كمبود سرباز خدماتي با دو ستاره بي ارزش ( ليسانس وظيفه به بالا به درجه ستوان دومي يا ستوانيكمي معادل همون جناب سروان خودمون نائل مي شوند ) كه بر دوش داشتيم مشغول به اسباب كشي (خرحمالي) شديم . اما خدايي اعتراف ميكنم اگر جا داشت از سيستم

" پيچيزاسيون (پيچ گوشتي)" استفاده مي كردم .

 

از قديم و نديم گفتن آدم يك چيز خوب بدست مياره صد تا چيز خوب رو از دست ميده .!اصلا ظاهرا قانون طبيعته (البته قانون مزخرفيه) امسال من بهترين دوست  ، سنگ صبور ، حامي معنوي ام يعني استاد سيد مرتضي هاشمي طاري را درست يك هفته قبل از مرگ دكتر قيصر امين پور از دست دادم ... استاد گروه جامعه شناسي واحد تهران مركز و استاد ما هم بود .اما چه حيف تا اومديم ازش چيزي ياد بگيريم  خيلي سريع مثل باد از دستش داديم.  چرا از فعل جمعي استفاده كردم ؟ چون الان خلا نبود استاد هاشمي در دانشگاه تهران مركز احساس ميشه.. اون روز چقدر با علي جوكار و بچه ها گريه كرديم و خنيديدم همه اش ياد استاد مي افتاديم ياد حرف ها و تيكه كلاماش  جايي پشت ميزي كه مي نشست  تا تك تك مشكلات بچه و سوالات از قبيل سياسي اجتماعي  حتي مشكلات خانوادگي را جواب نميداد خونه نمي رفت .. خيلي از اساتيد تو اون دانشگاه بهش حسودي مي كردند و چه تهمت هايي كه نمي زدند . استاد هاشمي به نظر من واقعا استاد بود چون خيلي از اساتيد جامه آكادميك ايران مثل كارمندها  براشون مهم نيست كه دانشجو در دانشگاه چه ميكنه ... اما اون به معناي واقعي كلمه استاد بود .. فقط اينو بگم در مراسم هاي ترحيم استاد دانشجويايش بيشتر از نزديكان و خانواد هاش بي تابي مي كردند .. زماني كه در بيمارستان بستري بود . اينقدر دانشجوياي استاد براي ملاقات مي رفتند كه براي تيم پرستاري بخش  سوال بوجود امده بود كه اين مرد كيه كه اينقدر طرفدار داره . بگذريم .. ظاهرا دنيا با اين بزرگي براي بعضي ها زندونه !

اما دوستان نسبتا خوبي پيدا كردم بهترين دوست دوران سربازي ام سبحان همتي است ( و به قول شاعر هر كجا هست خدا به سلامت دارش ) آنهايي كه سربازي رفته اند مي دانند دوستي هاي دوران سربازي سه دسته است . يكي دوستي در اندازه همون پادگان . دسته دوم دوستان كه بعد از ترخيص سربازي تا يك مدت از حال هم خبر دارند اما دچار مسئله از دل برود هر كه آنكه از ديده رود . و دسته سوم روستي هايي كه مي تونه دوستي هاي دائمي باشه.  كه انشالله دوستي من و سبحان از دسته سومي باشه انشا الله .

توي اين مدت پاتوق من براي درس خوندن كتابخونه مجلس شوراي اسلامي (ميدان بهارستان) بود و بطور اتفاقي با دوستان خيلي خووبي آشنا شدم . با محمد رضا نظري آدم پر انرژي كه خيلي داره تخته گاز تو حرفه مورد علاقه اش حركت مي كنه اميدوارم با فضاي موجود رسانه اي كشور كم نياره و به روغن سوزي نيفته اما فعلا با هم تو خبرگزاري آفتاب با هم همكاريم.با آقاي پاليزوان بر سر مسائل حقوقي كه در قسمت مطالعه مطبوعات مي نشستيم و با همديگر بحث ميكرديم آشنا شدم . پاليزوان بدليلي اينكه داراي مدرك پايه يك وكالت است به سوالات من خيلي با حوصله و مستدل پاسخ مي داد . با آقاي ملك محمدي فوق ليسانس علوم سياسي و يوسف يعقوبي كه مثل من براي مطالعه آزمون ارشد مي آمد آشنا شدم .براي اون هم آرزومندم كه در غير از قبولي فوق در آزمون وكالت هم موفق شود .

 

در اواخر سال 1386 دو هفته نامه الكترونیكي علوم اجتماعي فصل نو بعد از يك سال اندي خاموشي فعاليتش را از اسفند ماه با محوريت انتخابات مجلس هشتم آغاز كرد.  انشا الله برنامه داريم كه سيكل انتشار نشريه فصل نو را از دو هفته نامه به هفته نامه تبديل كنيم  و در پايان سال 87 با همكاري دوستان و ممكنه اگر شما هم بخواهيد مي توانيد از دوستان بشويد . اين نشريه الكترونيكي را به عنوان پديده سال معرفي كنيم . من از همين تربيون و از طرف مديريت نشريه از شما دوست داران  فعاليتهاي  رسانه اي و بخصوص جامعه شناسان و پژو هشگران اجتماعي ، دعوت مي كنم كه ما را در انتشار نشريه  فصل نو ياري برسانيد . براي ارسال مقالات و يادداشت ها و گزارشها اجتماعي  به سايت فصل نو  مراجعه كنيد تا شما را براي ارسال مطالبتان راهنمايي كند . و اگر دوست داشتيد در فعاليتهاي اجرايي و هيات تحريريه ما را ياري نمائید . حتما منو بي خبر نگذاريد .

 

هر چه بود و شد امسال هم گذشت   .

 و 

هرچه باشد پرونده يك سال ديگر از عمر ما هم بسته شد .

عمر گران مي گذرد خواهي نخواهي

 

------ حاشيه بر متن ---------------------------------------------------

 

1_ ترانه هاي عيدانه :

** دانلود كليپ تحويل سال نو حجم 160 KB

**دانلود دعاي تحويل سال با صداي محمد اصفهاني . حجم 250 KB

**دانلود تصنبف "بوي باران" (نرم نرمك مي رسد بهار) با صداي استاد محمد رضا شجريان .حجم 808 KB

** دانلود ترانه بوي عيد با صداي فرهاد . حجم 647 KB

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت   توسط مهدی  | 

چندي است بانك هاي ايراني به طور فزاينده اي روبه تبليغات رسانه اي بي در و پيكر پيرامون جوايز سودهاي بانكي خود آورده اند .اين تبليغات آنقدر زياد شده است ؛كه در اين اواخر سالي به حد اعلاي خود رسيده است .بانكها در حال حاضر مامور شده اند كه با اين حيله جايزه دادن بتوانند پول هاي راكد تورم زا دست مردم را جمع آوري كنند . زيرا اقتصاد دولت محور ايران هيچگاه به اقتصاد خرد يا همان سرمايه داران و نهادهاي خصوصي كوچك توليدي و صنعتي اعتماد نداشته اند(در اينجا دولت به معناي عام كلمه مي باشد نه شخص خاص ).در زمانه ما كه ريسك اقتصادي به دليل مسائل بين المللي و سياست داخلي در نوسان است .

سرمايه گذاران قدرتمند خصوصي كه به سرمايه گذاري درايران اشتياقي نشان نمي دهند و در طيف

ديگر بخش خصوصي داخلي هم توانايي اين سرمايه گذاري را در بخش توليدي و صنعتي ندارد بنابراين بانك ها مامور شده اند كه پولهاي راكد در سطح جامعه را جمع آوري كنند و در بخش صنعتي و توليدي سرمايه گذاري كنند و براي همين اقتصاد صنعتي و توليدي در ايران رشد نكرده است بلكه اقتصاد

 در سطح خرد بر محوريت دلالي و تجاري بنيان گذاشته شده است . حال جالب است آقاي احمدي نژاد اصلا مخالف بالا بردن سود سپرده و بهره هاي بانكي مي باشند . ايشان در برنامه هاي انتخاباتي شان هم دليل علمي و شرعي مي آوردند كه بالا بردن نرخ بهره و سود سپرده به ضرر اقتصاد كشور است .ممكن است كه حرف ايشان درست باشد اما اين ادله در بستر اقتصاد پويا و صنعتي و توليدي جوابگو مي باشد نه در يك افتصاد بيمار . در اوايل دولت ايشان برنامه ريزان اقتصادي همسو با آقاي احمدي نژاد بانكها را موظف كردند كه بهره بانكي و سود سپرده خود را كاهش دهند .اما شاهد هستيم كه بانكها در مقابل اين بخشنامه دولتي نتوانستند مقاومت كنند . بلكه به مرور زمان دولت خود فهميد كه سود و بهره بانكي را افزايش دهد .

حال ما با اين مسائل اقتصادي و بانكداري كار ي نداريم .زيرا تخصص من در اين زمينه نيست . بلكه طرح مسئله من در اين سوال مي گنجد كه آيا بانك هاي ايراني با تبليغات بيش از اندازه كه همه آنها نوعي از الگو هاي مصرف است مثلا جوايز نقدي ، ماشين ، سفرهاي زيارتي و سياحتي ، وسايل لوكس منزل و مسكن آيا مصرف گرايي بيش از اندازه را در زندگي خصوص افراد تبليغ نمي كند كه بايد همه افراد زندگي شان دراين سطح باشد و اين يك زندگي معمولي و واقعي است ؟ آيا در جامعه حال حاضر ما يك فرد با درآمد متوسط مي تواند از امكانات مسافرت خارج از كشور يا ماشين گران قيمت و هزاران مزاياي لوكس ديگر استفاده نمايد ؟ و با اين تبليغات بي در و پيكر آيا اين حس به جامعه تلقين نمي شود كه زندگي همه اش پول ؛ پول مي باشد؟

اگر به دوره اطراف خود نگاه كنيم كودكان هم تمام ذكر و خير شان شده است چون اين كودكان هم از حملات رسانه ايي اين تبليغات در امان نيستند زيرا در بعضي زمانها در موقع پخش برنامه هاي كودك هم شاهد تبليغات پر زرق و برق بانكي هم هستيم . و شاهد اين هستيم كه جامعه به سمت يك نوع عقلانيت اقتصادي فوق العاده ابزاري سوق داده ميشود من منكر پول و سرمايه نيستم بلكه حرف من اين است كه اين عدم برنامه ريزي در حوزه اقتصادي گريبان مسائل خرد اجتماعي ما را هم گرفته است اين مسائل خرد و پيش پا افتاده مي تواند آبستن اتفاقات و بحران هاي زيادي در حوزه سياسي و اقتصادي باشد .

هميشه انسانها در فقر و رفاه مطلق دست به تغيير و مقاومت اجتماعي نمي زنند ،زيرا در اين وضعيت جامعه در يك حالت عادي به سر مي رود زيرا به توقعات ايجاد شده در دنياي ذهني كنشگران پاسخ داده ميشود ؛ فاصله قابل تحملي بين خواسته و پاسخ ها وجود داشته است . بلكه در يك فقر نسبي احتمال تغييرات اجتماعي بيشتر مي شود اگر همين كنشگران به مرور زمان از رفاه بيشتري برخوردار شوند و انتظار توقع آنها نيز به شكل تصاعدي رشد پيدا مكند و اگر به اين انتظارات پاسخ داده نشود بين خواسته ها و پاسخ به خواسته اي افراد فاصله غير منطقي ايجاد شود جامعه دچار نوعي از آنومي و بحران اجتماعي سياسي مي شود

بر اين اساس جامعه ايران ناخواسته به سمت يك نوع آنومي و بحران پيش مي رود . دولت متاسفانه براي اجابت به خواسته هاي كوتاه مدت خود مثلا كنترل تورم از برنامه ي بلند مدت خويش غافل شده و ناخواسته در دام يك بحران بزرگتر و آن معضلات اجتماعي مي افتد .

 

------ حاشيه بر متن ---------------------------------------------------

 

۱ـ برنده كسي است كه به حساب خود برسد و بازنده آن كسي است كه از خود غافل باشد .

امام رضا (ع)

 

۲ـ تحليل هاي جالب وبلاگ نويسان  درباره همين مسئله جوايز بانك ها را حتما بخوانيد

+ جایزه ریسکی و سرمایه اجتماعی فروپاشیده  _ وبلاگ خدا ي من _سيد علي ناظم زاده

+  جوایزی استثنائی برای ملتی استثنائی ! _ وبلاگ پرگار _ هدي امامي

۳ـ برای اولین بار و پس از بیست و هشت سال : شاعر تصنیف " همراه شو عزیز ... " مشخص شد !

+ دانلود تصنيف "همراه شو عزيز "با صداي استاد محمد رضا شجریان حجم : ۳۰۲ KB

+ دانلود تصنيف "همراه شو عزيز " با صداي محسن نامجو حجم : 328 KB
 
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت   توسط مهدی  |