تبليغاتX
.....:: رسم روزگار ::....

.....:: رسم روزگار ::....

:: رسم نوشته های من پیرامون روزگار خویش ::

 

 

 

 

 

  

 

درگذشت دکتر علی شریعتی یکی از مرموزترین مرگ های آدم های معروف در جامعه ایرانی می باشد. خیلی ها اعتقاد دارند .شریعتی که ایدولوگ مخالفین حکومت وقت بوده , توسط عناصر حکومتی کشته شده است . و هنوز نام خیابان شهید دکتر علی شریعتی بر تارک یکی از خیابان های معروف تهران می درخشد . اما خیلی از کسانی که در زمان دکتر در لندن( محل وفات ایشان) بودند اعتقاد دارند که وی کشته نشده بلکه به مرگ طبیعی مرده است . یکی از این افراد که اعتقاد به مرگ طبیعی دکتر دارد عبدالکریم سروش است . وی در زمان مرگ بر بالین دکتر حاضر بوده و جنازه شریعتی را از نزدیک دیده است . مجله شهروند امروز در شماره اخیر خودش با دکتر سروش پیرامون دکتر شریعتی گفتگو نموده است . قسمتی از این گفتگو پیرامون مرگ شریعتی را برای تنویر افکار عمومی در وبلاگم قرار دادم.


ادامه مطلب را حتما بخوانيد...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

راننده : اون موتور سوار رو ببین با سرعت زیاد میرونه از اون ور سرش به جلوش نیست, و  داره ناموس مردم رو دید می زنه .. آقا می بینی این دوره زمونه رو مردم [..] شدن . اگه تصادف کنه و بمیره حقشه.

(راننده تاکسی بوق میزنه تا موتور سوار حواسش جمع شود )

مسافر : آقا عجب بوق الله اکبری داری ؟

راننده: تازه این بوق به قول یارو گفتنی مریضه اگه بره تعمیرگاه برگرده چی میشه . میدونی چیه جوون بوق خوب مثل پدر و مادر خوب می مونه . پدر و مادرخوب بچه رو جمع می کنه , بوق خوب هم ماشین ها را جمع می کنه .

 

از امروز تصمیم دارم مبحث "ایستگاه نوشت" رو به مباحث وبلاگی ام اضافه کنم . در این نوع مبحث قصد بر این است اتفاقاتی که در تاکسی , مترو و اتوبوس مشاهده می کنم و نوع برخورد و تعاملات اجتماعی آدم ها رو رصد کرده و در وبلاگم به صورت توصیفی بازتاب دهم . زیرا به نظر من جامعه شناسی واقعی را می توان در  همین نوع تعاملات و رفتار آدم ها ر در تاکسی و مترو و اتوبوس مشاهده کرد . زیرا بعضی از وقت ها انسان ها بدلیل فشار های محیطی و روانی از قالب خود بیرون می آید و راحت تر درد و دل می کند . فریاد می زنند . درجوار ناموسشان به همدیگر فحش ناموسی می دهند . رهبر, رئیس جمهور و دنیا را با یک تحلیل سطحی جابجا می کند .

در یک مطلبی از یک فیلم ساز برجسته بین المللی ایرانی خوندم بهترین فیلم طنز این است که, با یک دوربین مخفی نوع رفتار مشترهای باجه بانک ضبط شود, زیرا وی اعتقاد داشت رفتار آدم ها و برخوردشان در بانکم یتواند یک طنز تمام عیار باشد .

 در هرصورت اگر دید ذره بیینی به این نوع مسائل نگاه شود بعد از ثبت این نوع گزارش ها می توان خیلی دقیق تر و علمی تر به مسائل جامعه ایرانی نگاه کرد .

  ------ حاشيه بر متن ------------------------------------------------------------

 

 قابل توجه بر و بچ فوتبال دوست، از 18 خرداد ماراتن یورو 2008 شروع می شود. برنامه مسابقات یورو 2008 و ویژه نامه سایت یک پزشک برای جام ملت های اروپا (یورو ۲۰۰۸) را حتما ببینید .


به امید قهرمانی استقلال در جام حذفی و لاجوردی پوشان ایتالیا در یورو 2008 در زیر سقف آسمان آبی

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

شب گذشته حاج علی اکبری رئیس سازمان ملی جوانان میهمان برنامه مثلث شیشه ایی بود . در برنامه فوق رشیدپور با زیرکی خاصی توانست خطوط قرمز رسانه ایی را بشکند و وارد مسائل "نگو" جامعه ایرانی مانند جنسیت ، روابط جنسی، وضعیت حضور جوانان در اینترنت ، بحران ازدواج و رشد فزاینده طلاق در جامعه بشود. ولی از آن طرف حاجی علی اکبری با لفاظی و مبهم گویی می خواست از جواب دادن طفره برود اما رشیدپور در حد توان و آزادی عملی که داشت توانست حاجی علی اکبری را بپیچوند .

قسمت جذاب این گفتگو از آنجا شروع شد که رئیس سازمان ملی جوانان خیلی کیفی و مفهومی پیرامون رشد ازدواج و عوامل این رشد در جامعه حرف می زد اما رشید پور توانست با اعداد و آمار مهمان برنامه اش را به قول یارو گفتنی " آچ مز" کند.

 

علی اکبری از برنامه ریزی تغییر رفتار ، فرهنگ و منش جامعه و پائین آوردن سطح توقعات می گفت اما این حرف ها فقط در عالم نظر جالب بنظر می رسید و به قول مجری این حرفهای "شیک و پیک" نمی تواند مشکلات جامعه را حل کند و غیر واقعی هست.رشیدپور خیلی راحت با تشریح وضعیت اقتصادی و مسکن و اشتغال شهر پر جمعیت تهران استدلال کرد که ازدواج کردن در شهری مثل تهران به این راحتی ها هم نیست .

اما جاجی علی اکبری خیلی راحت استدلال منطقی و اقعی رسید پور رو نپذیرفت و گفت مشکل اردواج ربطی به دولت ندارد . باید فرهنگ مردم عوض شود . ظاهرا دولت خدمتگزار نقشی در این گرانی ها نداشته و همه تقصیر ها برگردن استکبار جهانی است .

 

چرا مسئولین ما که خودشان را منبع تدین و تقوای الهی و سرآمد مومنان عالم می دانند خیلی راحت دروغ می گویند . آیا منافع سیاسی این دنیا از منافع اخروی آن دنیا ارزشمند تر است . آیا این نوع رفتار خودش مصداق ترویج منکر به نام دروغ نیست .

رئیس سازمان ملی جوانان ظاهرا بجای برنامه ریزی و خرج برای جوانان باید اردوی جهادی و ... برگزار نماید.

 

وقتی این حرف ها و استدلال های اقای علی اکبری رو شنیدم فهمیدم که چرا اصلا برای جوانان اگر برنامه ریزی می شود در حد حرف های شیک و پیک لذت دارد و هیچوقت اجرایی نمی شود . با این استدلال ها و به چالش کشیدن این افراد فضای ذهنی مسئولین و بعد احاطه آنها به حوزه مسئولیتی شان معلوم می شود . 

برنامه دیشب و حرفهای علی اکبری مرا یاد حرف های یک از دوستانم انداخت وی اعتقاد داشت که نسل دهه شصت که بیشترین تراکم جمعیتی را به خود اختصاص داده اند همانند بوفالو می ماند و هیچ کس هم نمی تواند برای این نسل برنامه ریزی کند زیرا پتانسیل موجود جامعه ایران با خواسته های این جوانان هماهنگی ندارد. وی اعتقاد داشت که تنها راه خروج از این بحران "مرگ زمان " است یعنی اینکه باید گذاشت این نسل خیلی راحت از مرز جوانی بگذرد و برای نسل جدید که ظاهرا بر اساس برنامه های جمعتیتی تنظیم شده است برنامه ریزی کرد

 

اگر دقت کنیم ده شصتی ها بدبخت ترین نسل ایرانی هستند از همه ابعاد آموزشی ، تفریحی ، شغلی ، علمی، معیشتی در استرس و تشویش هستند.آقای علی اکبری دهه شصتی ها سوختند به فکر دهه هفتادی ها باشید . 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 چندي است از طرح امنيت اجتماعي درسطح جامعه مي گذرد.اماخلق الله هنوز احساس امنيت نمي كنند . اگر به طرح هاي اجراشده امينت اجتماعي توسط ناجا نگاهي بياندازيم مي بينيم كه ممكن است اين طرح ها در ظاهر و توسط قشر خاصي مورد تائيد نظرسنجي آنها قرار گرفته باشد ، اما در عمق اجرايي اين طرح ها مردم هنوز با عدم امنيت دسته و پنجه نرم مي كنند .

جامعه ممكن است شاهد طرح مبارزه با ارازل و اوباش باشد و در يك بازه زماني خبري از شرارت اين افراد نباشد ؛ اما به مرور زمان هنوز ما در گوشه و كنار شهر شاهد زور گيري و خفت گيري اين اراذل و اوباش هستيم.

 حال دراين مبحث سوالم از دوستان و تئوري پردازان مبارزه با بدحجابي اين است كه مصداق بي هنجاري در حجاب چيست؟ بر اساس چه ميزاني يك فرد را به راحتي سوار اين ماشين هاي گشت ارشاد مي كنند و براي بازجويي به عنوان يك مجرم راهي بازداشتگاه يا اماكن مي كنند . در حالي كه با يك تذكر آرام و متين مي توان فرد را متنبه كرد .

 هميشه اين سوال براي من مطرح است كه افرادي كه متولي مبارزه با بدحجابي هستند چه ادله ايي دارند كه حاضرند به يك فرد برچسب (انگ) بدحجاب بزنند و به راحتي سوار ماشين هاي گشت ارشاد بكننند ؟ زيرا اگرفرد را با آن فضاحت و توهين سوار ماشين بكنند ، به فرد متشبه مي شود كه واقعا جرمي مرتكب شده است . و اين جرم نخستين باعث مي شود كه فرد در جامعه بد نام شود و حتي تبديل به يك فرد غير قابل اعتماد درميان جمع شود  و از طرفي  فاصله اش با ميثاق هاي اجتماعي زياد تر مي شود.

 در حاليكه ارباب  برچسب زني كه همان حكومت و نيروي قهريه آن نيروي انتظامي در جامعه مي باشند با تعريفي كه از نظم ، قانون و اخلاق متعارف درجامعه دارند ، بايد دقت بسيار زيادي درتعاريف خود براي اجراي قانون و مبارزه با پوشش بد در جامعه داشته باشند ، و با بازنگري در برچسب هاي اجتماعي مي توانند در جلوگيري از ناهنجاري و جرم در جامعه سهم بسزايي داشته باشند .

 زيرا از نگاه جامعه شناسان اگر با نخستين خطاي يك كنشگر  به صورت قهر آميز برخورد شود و به وي برچسب فرد مجرم بخورد فرد براي عقده گشايي و تلافي دست به كجروي ها و جرم هاي متعدد مي زند و اين نوع رفتار را مي توان با يك برخورد محترمانه حل نمود و نگذاشت كه فرد به جرم هاي متعدد بعدي دست بزند .

 

در هر صورت بايد پنداشت كه نيروي انتظامي براي بقا خود و حكومت با اين رويه كه افراد ذاتا تبهكار نيستند با مردم برخورد كند . زيرا اين نوع برخورد باعث ترويج منكر در جامعه ميشود .

 

------ حاشيه بر متن --------------------------------------------------

 1_ از دوستاني كه با پيام هاي دلگرم كننده شان براي  كسب رتبه ششم وبلاگ رسم روزگار در «نخستين جشنواره وبلاگ هاي اجتماعي با موضوع بررسي مسائل اجتماعی ايران » بنده را شامل لطف خود قرار دانند تشكر مي كنم .

 

2_ اگرمشتاق مرگ انديشي از نگاه فرهنگي و فلسفي هستيد .«خرد نامه همشهري با پرونده مرگ» منتشر شده است . براي تهيه به كيوسك روزنامه فروشي ها مراجعه نمايید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

«جنگ ، شهادت ، اسلحه ، خون، حجله شهيد ، مارش نظامي ، پدر و مادر شهيد ، آژيرقرمز ، پناهگاه ، لباس نظامي بخصوص خلباني، صادق آهنگران، صدام حسين، قطعنامه و چرا اصلا بعد از فتج خرمشهر جنگيديم؟ » همه و همه جزو اركان هويتي  نسلي دهه شصتي ها مي باشد .

هر ساله در ايام "سوم خرداد" همه ما يادمان مي افتد كه چرا جنگيديم . و هميشه دنبال يك متهم بزرگ مي گرديم كه جنگ و كشته شدن اين جوانان را به گردن آن بياندازيم . اما هيچوقت از خودم نپرسيديم كه جواناني كه مجبور بودند از اين خاك دفاع كنند فقط مجبور بودند . نه جبري از نوع سخت و تلخ بلكه جبر شيرين جبري كه آدم بزرگ هاي آن زمان با جون و دل پذيرفته بودند . آنها براي خودشان يك رهبر كاريزماتيك داشتند .كه جونشون و جوانان شان را فداي وي بكنند . آنها حق داشتند كه از مرادشان نپرسند كه چرا بايد جنگيد؟

 

حال اگر مقصر جنگ را هم پيدا كينم آيا جوانان پر پر شده ما زنده مي شوند . بايد به فكربعد از جنگ باشيم . رسالت زينبي زمانه ما حرف زدند نيست بلكه آباداني است. ماندگاري شهدا در راضي بودن مردم از وضعيت مادي و معيشتي شان مي باشد .

 

به نظر من مشكل در عدم فهم نسل حاضر از جنگ نيست بلكه مشكل در جاي ديگر است . مشكل از آنجايي آغاز مي شود كه "خودي ها مشكل" دارند. شهيد باكري به خوبي زمانه بعد از جنگ را پيش بيني كرده است باكري مي گويد: آدم ها بعد از جنگ سه دسته مي شوند پشيمانان ، معامله گران و منزوي ها .  

اين گفته شهيد باكري براي من يادآور "قصه گويي حاج كاظم در فيلم آژانس شيشه ايي":

يكی بود  یکی نبود

يك شهري بود خوش قد و بالا

آدم هايي داشت محكم و قرص

ايام ، ايام جشن پيروزي بود

همه در اوج شادي بودند

كه يكهو يك غول حمله كرد به جشنشون

همه نگرون شدن

حرف افتاد با اين غول چكار كنيم

ما خمار جشنيم ، بهتر سخت نگيريم

اما پير مراد جمع گفت

بايد تازه نفس ها برن به جنگ غول

قرعه به نام جوون ها افتاد

جوونهايي كه دوره كركريشون بود رفتند به جنگ

غول،غول عجيبي بود

يك پا شو مي زدي دوتا پا اضافه مي كرد

دستاشو قطع مي كردي چندتا سر اضافه مي كرد

بالاخره دست و پاي آقا غول رو قطع كردن

خسته و زخمي برگشتن به شهر

كه ديدن پيرشون نيست

يكي از پير جوونهاي زخم چشيده جاشو گرفته

اما يك اتفاقي افتاد

بعضي ها اين جوونها را يك طوري نگاشون مي كردند

كه انگار غريبه مي بينند

شايد هم حق داشتند

آخه اين جوونها مدتها دور از شهر با اين غوله جنگيده بودند

جنگيدن با اين غول آدابي داشت

كه اونها بهش خو كرده بودند

دسته و پنجه نرم كردن با غول زلالشون كرده بود

شده بودند اينهو اصحاب كهف

ديگه پولشون قيمت نداشت

اونهايي كه تونستن خزيدن تو غار دلشون

اونهايي كه نتونستن مجبور به معامله شدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

محمد الياس قنبري در وبلاگش منو دعوت به يك بازي وبلاگي كرده است  . من هم به دعوتش لبيك گفتم .

محمد الياس اعتقاد دارد: «تعارف، مخفي كاري، رياكاري، دروغ، از يكديگر ناشي مي شوند و يكديگر را تقويت مي كنند و متاسفانه گاه رنگ و بويي ديني به خود مي گيرند. ((هر راستي را نبايد گفت)) چرا هر راستي را نبايد گفت؟ اتفاقآ به نظر من همه راست ها را بايد گفت. ((دروغ مصلحت آمیز بهتر از راست فتنه انگيز است)) من نمي فهمم راست فتنه انگيز يعني چه؟ مگر راست گفتن مي تواند منجر به فتنه شود؟».

 

مي خواهم براساس منطق وبلاگي حاجي دست به اعتراف بزنم . اما اين اعترافات هيچ وجهه قانوني نداره و برعليه بنده در داگاه استفاده نمي شود.

 

 اما اين نوع اعتراف گيري منو ياد اعتراف گيري هاي كشيش هاي قرون وسطي اندخت.اما آن كجا و اين كجا . براي همين من اسم اين نوع اعتراف گيري رو ميگذارم « اعتراف گيري به به سبك پست مدرن ها» . دليل اين نام گذاري اين است كه در دنياي سنت كشيش ها از مردم اعتراف مي گرفتن و در دنياي مدرن به قول فوكو پزشك ها و روان پزشك ها مدعي كشف اسرار ملت بودند و در قرن 21 در دنياي پساساختارگراها يا پست مدرنيسم اين دنياي مجازي هست كه ما را وادار مي كند هر چه دل تنگ مان مي خواهد بگوييم .

حالا من اعتراف مي كنم : ...


 

------ حاشيه بر متن --------------------------------------------------

من هم اين دوستان رو دعوت به بازي وبلاگي مي كنم . هركسي دعوت من به اين بازي رو قبول كرد خبر بده و خودش هم چند نفر رو به اين بازي دعوت كنه. حالا اگر اهل بازي هستی بسم الله :

خداي منتلفيقپرگار- سكوت يخزدهآواي كرك- فينگيليشيسم -  درخت گلابي- من و پدر و يك دنيا عشقشاهد عيني روزگارماجراهاي واقعي از يك دو رگه عجيب- آخرين رئيس جمهور -اكرانه- طوطي


ادامه مطلب را حتما بخوانيد...
+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

برخی تهران را تغییر شکل یافته « تهرام » به معنای منطقه گرمسیر دانسته اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است.

پاره ای پژوهشگران «ران» را پسوندی به معنای دامنه گرفته اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین دست خوانده اند.

عده ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می شود در میان کوههای اطراف، گود به نظر می رسید و بدین سبب « ته ران » نام گرفت.

برخی هم گفته اند که چون اهل تهران هنگام حمله دشمن زیر زمین پنهان می شدند، اینجا به « ته ران » یعنی زیرزمین معروف شد.

 گواه سخن خود نیز این شعر مولوی را آورده اند که :عاشقان سازیده اید از چشم بد
                                                                    خانه ها زیر زمین چون شهر ری

البته جدا از این که تهران به معنای زیرزمین باشد یا نه، پناه بردن تهرانی ها به زیر زمین چیزی است که در نوشته های تاریخی از آن یاد شده است و خود بر نبود امنیت و بی پناهی اهالی دلالت دارد.

 

برخی نوشته ها این موضوع را نیز یادآور شده اند که تهرانی ها در عصیان علیه حاکمان و خودداری از پرداخت مالیات ید طولایی داشته اند.


در نظر بیاورید که فقط در صد سال گذشته تهران خاستگاه دو انقلاب و چندین قیام و صدها مورد آشوب شهری و تظاهرات خیابانی بوده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

 

 

 

 

 

 

دايره زنگي در گروه فيلم هاي است كه در ظاهر يك جلوه عوامانه و همه نوع پسند دارد . اما وقتي كه در سالن سينما هستي و با مسائل روزمره جامعه به صورت عمقي و با نوع تفكر تيم نرم افزار فيلم كه شامل پريسا بخت آور و اصغر فرهادي آشنا نباشي بعد از 45 دقيقه فيلم ممكن است خسته كننده باشد .اما فيلم ذائقه مخاطب عام را مي شناسد هم از موسيقي نسبتا خوب و طنز گفتاري و رفتاري و ستاره گان نسبتا معروف سينما مانند محمد رضا شريفي نيا ، باران كوثري ، مهران مديري ، حامد بهداد ، بهاره رهنما ، امين حيايي و گوهر خير انديش و كاراكترهاي خوب حلاجي شده استفاده كرده و مي توان گفت كه بعضي از شخصيت ها مانند مهران مديري ، باران كوثري از آن دسته شخصيتهاي است كه در اين فيلم به خوبي شخصيت پردازي شده اند و به قول معروف در نقش خودشون جا افتاده اند . مثلا در شخصيت مهران مديري همان خونسردي و ساده گي نقش اش به بيننده القا مي شد . دراين فيلم ولي كشش بالاتر از قابل قبول وجود دارد ؛ ترس و شادي و اميد و ياس در كنار هم قرار دارد . در هر صورت به شما توصيه مي كنم ديدن اين فيلم را از دست ندهيد و به حرف دوستاني كه اين فيلم را مزخرف و بي در پيكر مي دانند گوش ندهيد .مي توان گفت اين فيلم تا حدودي ياد آور اجاره نشين هاي داريوش مهرجويي است . و به - دايره زنگي اجاره نشين هاي دهه هشتاد لقب داد .


------ حاشيه بر متن --------------------------------------------------


*** آنونس فیلم  دایره زنگی

 


ادامه مطلب را حتما بخوانيد...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  | 

 

 

 

 

خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان

تا سيه روي شود هركه در اوغش باشد

ما ايرانيان به قول مظفرالدين شاه همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد. جالب است روشنفكر ايراني (منظور از روشنفكر بطور اعم ) حاكميت را مورد شماتت قرار مي دهد كه شما حاكمان جنبه انتقاد نداريد .و اگر همين حكومت با اين روشنفكران مخالفت يا اقدام قهري انجام دهد .همين آقايون چه دشنام هايي كه نثار حاكمان نمي كنند.

حال جالب است در يك برنامه تلويزيوني آن هم در حد يك لايه كوچك انتخاب شده از قشر روشنفكران اين مملكت را به نقد كشيده شده ؛ چه سر وصداي راه اندخته اند .سريال "مرد هزار چهره" مهران مديري را اهانتي به سا حت قدسي روشنفكران ايراني و ادباي پاستوريزه ايراني قلمداد نموده اند، و به كمونيست چپ هاي بورژوا ايراني توهين شده . اين سريال كه در حد توان مديري وتيم نرم افزاري اش به نقد رفتاري ايراني پرداخته است . به زيبايي نشان داده است كه ايرانياي ها :


ادامه مطلب را حتما بخوانيد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت   توسط مهدی _ علاقبند  |